English
دوفصلنامه علمی- پژوهشی کشاورزی بوم شناختی
معرفی نشریه
دوفصلنامه علمی- پژوهشی کشاورزی بوم شناختی

                                شناسنامه نشریه                                               

  • صاحب امتیاز :  انجمن علمی کشاورزی بوم شناختی ایران

  • مدیر مسئول : دکتر هومان لیاقتی

  • سردبیر : دکتر اسکندر زند

  • مدیر داخلی : دکتر رضا دیهیم فرد

  • کارشناس اجرایی : خانم محدثه صادقی

  • شاپا : 2251 - 6824

  • تلفن :  22431971 (021) - داخلی 106 و 205

  • آدرس : پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی

  • کد وزارت علوم: dceebaf8445d3dd
پایگاه هایی که نشریه در آنها نمایه شده است
اطلاعیه مهم
بدین وسیله به استحضار کلیه پژوهشگران محترم می رساند از مقالات ارسالی به دوفصلنامه کشاورزی بوم شناختی مبلغ 500000 ریال (50 هزار تومان) بابت ثبت اولیه مقاله و طرح آن در جلسه هیات تحریریه و در صورت در اسکوپ بودن و پذیرفته شدن مقاله به منظور چاپ مبلغ 1500000 ریال (یکصد و پنجاه هزارتومان) دیگر برای تامین بخشی از هزینه های چاپ از نویسنده مسئول دریافت خواهد شد . نویسندگان محترم می بایست مبالغ فوق را به حساب جاری شماره 0342063365 بانک تجارت شعبه دانشگاه شهید بهشتی به نام انجمن علمی کشاورزی بوم شناختی ایران واریز نمایند . بدیهی است وجوه واریزی به هیچ عنوان قابل استرداد نخواهد بود.

**نویسندگان محترم می بایستی مقالات خود را به فرمت جدیدی که در سایت موجود است تنظیم نمایند. در غیراینصورت مقالات در فرایند داوری قرار نخواهند گرفت.
مقالات آخرین شماره منتشر شده از آخرین دوره نشریه
 دوره7،شماره2
 
1
مدلسازی رویش علف‎های‎هرز غالب در زراعت كلزا در دو منطقه پاکدشت و صباشهر با استفاده از مدل‎های ‎دمایی
( 260 بازدید ) ( 124 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: تعیین زمان نسبی سبز شدن علف­های ‎‎هرز به­ عنوان یکی از مولفه‎های اصلی رقابت دارای اهمیت است. خطرناکترین علف‎های‎هرز آنهایی هستند که گیاهچه‎هایشان همزمان و یا کمی پس از رویش گیاه زراعی سبز می‎شوند. یکی از روش ­های سودمند در تعیین زمان رویش علف‎‎های هرز، مدلسازی است. هدف از اجرای آزمایش، بررسی الگوی رویش علف‎های‎هرز پهن‎برگ و باریک‎برگ غالب در زراعت کلزا در دو منطقه صباشهر و پاکدشت با استفاده از مدل‎هاي دمايي بود تا در صورت امکان یک مدل واحد برای پیش‎بینی رویش علف‎های‎هرز غالب در هر منطقه ارایه شود.مواد و روش­ ها: آزمايشی در دو منطقه صباشهر (از توابع شهریار دارای میانگین بارندگی سالیانه برابر 170 میلی متر بارش) و پاكدشت (دارای میانگین بارندگی سالیانه برابر 247 میلی متر بارش) در سال زراعی 91- 1390 در قالب طرح بلوك‎هاي كامل تصادفي با چهار تكرار اجرا شد. گیاهان شلمي (Rapistrum rogusum )، خردل وحشي (Sinapis arvensis) و خاكشير (Descurainia Sophia) به عنوان علف­های هرز پهن‎برگ و فالاريس (Phalaris minor) به عنوان باريك برگ غالب در زراعت کلزا در نظر گرفته شد. الگوی رویش گیاهچه‎های ‎علف‎هرز بر پایه درجه روز رشد با استفاده از مدل‎های ‎مختلفی مانند سیگمودیال (سیگموئیدی، لجستیک، گامپرتز، ویبول 3پارامتری (فراسنجه­ ای)) بررسی شد. برازش مدل‎ها با استفاده از نرم افزار سیگما پلات 11، ارزیابی و انتخاب مدل‎ها با کمک ریشه دوم میانگین خطا (RMSE= Root Mean Square Error )، ضريب تبيين تصحیح شده (adj R2) و شاخص آکائیک تصحیح شده (AICc= Akaike’s Information Criteria) انجام شد.نتایج و بحث: نتایج نشان داد، علف‎های‎هرز در هر دو منطقه پاکدشت و صباشهر دارای الگوی رویشی متفاوتی­اند، اما پیش بینی الگوی رویش علف‎های‎هرز، در هر منطقه با استفاده از یک مدل دمایی امکان پذیر است. با توجه به اینکه کدام مدل دارای کمترین ریشه دوم میانگین خطا (RMSE)، ضريب تبيين تصحیح شده (adj R2) نزدیک به یک و کمترین شاخص آکائیک تصحیح شده (AICc) مدل برتر انتخاب شد و بدین ترتیب مدل گامپرتز در منطقه پاکدشت و مدل سیگموئیدی به عنوان مدل برتر در پیش‎بینی الگوی رویش و سبز شدن علف‎های‎هرز غالب در منطقه صباشهر استفاده شدند.‎ رویش علف‎‎های هرز نشان داد، در منطقه صباشهر علف‎‎هرز شلمی با دریافت 40 درجه روز رشد، نخستین علف‎‎هرزی است که در مزرعه سبز می شود اما پس از آن علف‎‎های هرز خردل وحشی و فالاریس با دریافت 50 و 60 درجه روز رشد سبز شدند. علف‎‎هرز خاکشیر برای سبز شدن در مزرعه به 150 درجه روز رشد نیاز داشت که این امر باعث تاخیر در سبز شدن این علف‎‎هرز شد. در منطقه پاکدشت نیز علف‎‎هرز شلمی با دریافت 110 درجه روز رشد نخستین علف‎‎هرز سبز شده در مزرعه بود و پس از آن علف‎‎های هرز خردل وحشی و فالاریس با دریافت 115 درجه روز رشد سبز شدند. علف‎‎هرز خاکشیر هم بدلیل نیاز دمایی بالا (180 درجه روز رشد) با تاخیر نسبت به دیگر علف‎‎های هرز در مزرعه ظاهر شد.نتیجه ­گیری: نتایج این تحقیق نشان داد، رویش علف‎‎های هرز در هر دو منطقه همسان بوده و به ترتیب علف‎‎های هرز شلمی، خردل وحشی، فالاریس و خاکشیر سبز می شوند درنتیجه می‎توان اظهار داشت برای افزایش قابلیت رقابت گیاه زراعی با علف‎‎های هرز گیاه زراعی را تا جایی که شرایط آب و هوایی منطقه اجازه می دهد، باید زودتر کاشت و از سوی دیگر مبارزه با علف‎‎هرز شلمی پس از آن خردل و فالاریس بدلیل سرعت سبز شدن و رقابت با گیاه زراعی نسبت به علف‎‎هرز خاکشیر که با تاخیر زمانی سبز می شود، اولویت دارد.
تخصص ها : زمان سبز شدن، الگوی رویش، علف‎‎های هرز و شاخص آكائيك.

2
ارزیابی پایداری کشاورزی استان اردبیل با استفاده از رهیافت ترکیبی تحلیل سلسله مراتبی و تاپسیس
( 262 بازدید ) ( 67 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: در طول دهه ­های اخیر، رشد روزافزون جمعیت و لزوم تأمین امنیت­غذایی به ویژه از نیمه‌ی دوم سده بیستم، سبب افزایش فشار بر منابع­ طبیعی به ویژه در کشورهای در حال توسعه شده است. استفاده بیش از حد از نهاده ­های تولید به منظور افزایش عملکرد و در نتیجه تخریب محیط ­زیست، اهمیت توجه به پایداری کشاورزی را دو چندان کرده است. کشاورزی پایدار می‌تواند با اعمال مدیریت بهینه در استفاده از منابع طبیعی نیاز­های غذایی انسان را تأمین و باعث حفظ و پایداری محیط ‌زیست شود. بنابراین، این تحقیق با هدف ارزیابی پایداری نظام ­های کشاورزی رایج شهرستان‌های استان اردبیل انجام شده است.مواد و روش ­ها: به منظور ارزیابی پایداری کشاورزی در هر شهرستان سه معیار اصلی زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی تعیین شد که هر معیار، خود از چندین زیرمعیار تشکیل شده است، در مجموع، 17 زیر معیار مدنظر قرار گرفتند. داده ­های مورد نیاز این ارزیابی برای معیارسازی در مدل پایداری کشاورزی، از منابع گوناگونی مانند سازمان جهاد کشاورزی، سالنامه­­ های آماری،  سازمان آب منطقه ­ای، سازمان محیط زیست و بخشی دیگر با بهره­گیری از نظرخواهی فنی از کارشناسان جهاد کشاورزی و محیط ­زیست از راه پرسشنامه، در سال 1395 گرد­آوری شد. در این تحقیق برای سنجش میزان پایداری کشاورزی و همچنین برای دستیابی به تصمیم‌گیری‌های کاراتر از ترکیب دو رویکرد تحلیل سلسله مراتبی و تاپسیس استفاده شد. ایجاد درخت تصمیم همراه معیار­های انتخابی، تعیین ارزش وزنی معیار­ها و زیرمعیار­ها در قالب استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی ((AHP، تعیین مقادیر کمی و کیفی و رتبه­بندی مناطق نیز با استفاده از روش تاپسیس صورت گرفت.نتایج و بحث: بنابر نتایج، معیار زیست­ محیطی با وزن نسبی 443/0 بیشترین و معیار اجتماعی با وزن نسبی 169/0 کمترین تأثیر را در پایداری کشاورزی مناطق دارد. در بین زیرمعیار­های زیست محیطی، زیرمعیار­های کود و سم مصرفی در واحد سطح با وزن نسبی برابر 158/0 و همچنین زیرمعیار روش و سامانه­ های کارآمد آبیاری با وزن 145/0 بیشترین اهمیت و زیرمعیار شوری خاک با وزن 065/0 کمترین اهمیت را در پایداری کشاورزی دارند. در بین زیرمعیار­های اقتصادی، خطرپذیری (ریسک) با وزن 148/0 کمترین اهمیت و زیرمعیار عملکرد تولیدات زراعی با وزن 295/0 بیشترین اهمیت را به خود اختصاص داده است. در بین زیرمعیارهای اجتماعی، زیرمعیار تشکیل کلاس­های ترویجی با وزن نسبی 377/0 بیشترین اهمیت و تراکم جمعیت با وزن 100/0 کمترین نقش را در پایداری کشاورزی دارد. همچنین با توجه به نتایج به‌دست آمده از رتبه­بندی مناطق، شهرستان­های گرمی، بیله­ سوار و مشگین­ شهر با ارزش نهایی 624/0، 620/0 و 589/0 به ترتیب مطلوب­ ترین مناطق و شهرستان سرعین با ارزش وزنی 395/0، پس از آن نیر و پارس­آباد با ارزش نهایی 463/0 و 468/0 ضعیف­ ترین مناطق به لحاظ پایداری کشاورزی می­باشند. بررسی تک به تک زیرمعیارهای پایداری شهرستان گرمی نشان داد، از مهم‌ترین دلایل وضعیت مطلوب پایداری کشاورزی در این شهرستان، دارا بودن بیشترین میزان خاک‌ورزی حفاظتی با 61/0 و پایین بودن میزان شوری خاک، کاربرد کود و سموم شیمیایی می‏ باشد. نتایج این ارزیابی نشان داد، در بیشتر مناطق مطرح استان به لحاظ اقتصادی مانند پارس­آباد که کشت و صنعت مغان را در دل خود دارد، تنها کسب بیشترین سود و بالا بردن عملکرد در نظر گرفته شده است و توجهی به بحث پایداری و مسئله توسعه پایدار نشده است.نتیجه­­ گیری: به طور کلی، میزان پایداری کشاورزی در شهرستان­های مختلف استان اردبیل متفاوت است و هر کدام دارای نقاط ضعف و قوت می‏باشد. نتایج این تحقیق امکان شناخت میزان اهمیت معیارهای مختلف مؤثر بر پایداری، ارزیابی پایداری و مقایسه شهرستان­ های استان اردبیل را با دقت مطلوبی فرآهم می‌کند تا بتوان در اعمال سیاست‌های مناسب در جهت بهبود پایداری کشاورزی گامی مؤثر برداشته شود
تخصص ها : کشاورزی پایدار، زیست ‏محیطی، معیار، ارزش وزنی.

3
اثر پارامترهای اقلیمی بر عملکرد و خطرپذیری عملکرد دو محصول گندم و جو دیم در استان­ آذربایجان غربی
( 220 بازدید ) ( 34 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: هیئت بین الدول تغییر اقلیم (IPCC) اعلام کرده که اقلیم در حال تغییر است. از آنجایی که عملکرد محصولات کشاورزی دیم متاثر از عامل‌های اقلیمی است، متغیرهای اقلیمی و تغییر اقلیم می‌تواند بر عملکرد و خطرپذیری (خطرپذیری) عملکرد محصولات کشاورزی تاثیرگذار باشد. هدف از این بررسی شناسایی تأثیر عامل‌های اقلیمی و تغییرپذیری‌های اقلیم  بر عملکرد و خطرپذیری عملکرد محصولات گندم و جو دیم در استان آذربایجان غربی می­باشد.مواد و روش‌ها: برای دستیابی به هدف بالا تابع عملکرد تصادفی Just and Pope و با استفاده از داده­ های ترکیبی دوره زمانی 1394-1383 برای پنج شهرستان استان آذربایجان غربی که بیشترین تولید­کنندگان این دو محصول بودند، استفاده شد. برای برآورد الگوهای اقتصادسنجی تابع‌های عملکرد و خطرپذیری عملکرد از فرم­های تابعی خطی، درجه دوم، کاب داگلاس، ترانسندنتال و ترانسلوگ استفاده شد.نتایج و بحث: میزان بارندگی و میانگین دما تأثیر مثبت و سرعت باد تأثیر منفی بر عملکرد هر دو محصول گندم و جو دیم داشتند و تأثیر دمای کمینه و بیشینه بر عملکرد گندم و جو متفاوت می ­باشد. تأثیر کمینه دما بر عملکرد جو منفی و بر عملکرد گندم مثبت و تأثیر دمای بیشینه بر عملکرد گندم منفی و بر عملکرد محصول جو مثبت می­ باشند. همچنین متغیر میانگین دما بر خطرپذیری عملکرد هردو محصول گندم و جو تأثیر منفی داشته و خطرپذیری کاهنده می­ باشد. بارش و میانگین دمای بیشینه تأثیر منفی  و میانگین دمای کمینه تأثیر مثبت بر خطرپذیری عملکرد محصول جو دیم دارند. متغیر­های میانگین بیشینه دما و سرعت باد تأثیر مثبت بر خطرپذیری عملکرد گندم دیم داشته و خطرپذیری فزاینده می­ باشند و میانگین رطوبت دوره رشد دارای تأثیر منفی بر خطرپذیری عملکرد گندم می ­باشد. کشش عملکرد و خطرپذیری عملکرد دو محصول گندم و جو دیم نیز نسبت به متغیرها در استان آذربایجان غربی محاسبه شد. نتایج کشش عملکرد محصول گندم نسبت به متغیرهای بارش، میانگین دما، کمینه دما، بیشینه دما و سرعت باد به ترتیب 23/0، 75/1، 16/0، 56/1- و 16/0- و کشش عملکرد جو نیز به ترتیب 52/0، 82/0، 47/0-، 04/1 و 15/2-  می­باشد که  افزایش دما بیشترین میزان تأثیر مثبت بر عملکرد گندم و سرعت باد بیشترین تأثیر منفی بر عملکرد جو دیم دارند. همچنین نتایج برآورد کشش خطرپذیری عملکرد محصول گندم نسبت به متغیرهای میانگین دما، بیشینه دما، رطوبت و سرعت باد به ترتیب 27/53-، 63/66، 30/10- و 32/6 و کشش خطرپذیری عملکرد جو نسبت به متغیرهای بارش، بیشینه دما، میانگین دما و کمینه دما نیز به ترتیب 24/2-، 89/4-، 89/20- و 92/34 می باشند. افزایش بیشینه و کمینه دما بیشترین میزان افزایش خطرپذیری عملکرد و افزایش میانگین دما بیشترین میزان کاهش بر خطرپذیری عملکرد را به ترتیب برای گندم و جو دیم دارند.نتیجه­ گیری: بنابر نتایج یاد شده در زمینه کشش متغیرهای اقلیمی اثرگذار بر عملکرد و خطرپذیری عملکرد محصول گندم و جو دیم در استان آذربایجان غربی می­توان گفت که متغیرهای اقلیمی بر عملکرد و خطرپذیری عملکرد محصولات گندم و جو تاثیرگذار بوده و تأثیر تغییر اقلیم بر عملکرد و خطرپذیری عملکرد محصول در این استان، برای محصول جو دیم متفاوت از گندم دیم می­ باشد. همچنین نتایج بیانگر آن است که تاثیر عامل‌های اقلیمی بر عملکرد و خطرپذیری عملکرد دو محصول گندم و جو در استان آذربایجان غربی به‌صورت غیرخطی بوده و هر یک از این عامل‌ها به‌تنهایی و مستقل از هم بر عملکرد و خطرپذیری عملکرد موثر نیستند؛ بلکه اثرگذاری توام آنها عملکرد و خطرپذیری عملکرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
تخصص ها : الگوی جاست و پاپ، تغییر اقلیم، داده ­های ترکیبی یا تابلویی (پانل)، عملکرد، خطرپذیری عملکرد، گندم و جو دیم.

4
ارزیابی عامل‌های مدیریتی محدود کننده عملکرد کلزا در شرق استان گلستان با استفاده از روش CPA
( 242 بازدید ) ( 64 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: کلزا (Brassica napus) یکی از مهم‌ترین گیاهان دانه روغنی است. در حالی‌که بخش عمده­ای از روغن نباتی مورد نیاز کشور از خارج تامین می­شود، این گیاه با داشتن عملکرد مناسب می­تواند نقش مهمی در افزایش تولید روغن و کنجاله مورد نیاز کشور ایفا کند و موجب کاهش واردات روغن و کنجاله از خارج شود. استان گلستان به ویژه بخش شرقی آن از جمله مهم‌ترین مناطق تولید کلزا در کشور به شمار می­آید. عملکرد میانگین کلزا در این منطقه اغلب کمتر از دو تن در هکتار می­ باشد. برآورد میزان خلاء عملکرد و تعیین عامل‌های به وجود آورنده‎ی آن رهیافت مناسبی برای افزایش عملکرد میانگین تولید محصول کشاورزان است. هدف‌های این پژوهش استفاده از روش تحلیل مقایسه کارکرد (CPA) در برآورد خلاء عملکرد کلزا در شرق استان گلستان و تعیین سهم هر عامل در ایجاد آن در جهت کاهش محدودیت­های عملکرد و افزایش عملکرد کشاورزان می­ باشد.مواد و روش­ ها: برای شناخت محدودیت ­های مدیریتی تولید، بررسی‌هایی در سال­های زراعی 93-1392 و 94-1393 انجام شد. این بررسی‌ها در سه شهرستان گنبد، کلاله و گالیکش که مناطق اصلی کشت کلزا در شرق استان گلستان هستند، به طور همزمان صورت گرفت. در دو سال زراعی مورد نظر 332 کشتزار کلزا  مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این تحقیق بر عامل‌ها و روش ­های مدیریتی تاکید شده و داده‌های مربوط به خاک کشتزارها و گیاه در نظر گرفته نشدند. همه داده‌های مدیریتی کشتزارها پس از ثبت با استفاده از رگرسیون گام به گام و روش CPA به‌طور جداگانه برای هر شهرستان و آن‌گاه در مجموع برای منطقه شرق استان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با استفاده از مدل تولید و مقادیر پارامتر (فراسنجه)های مدل سهم هر یک از محدودیت­ها در ایجاد خلاء عملکرد مشخص شدند. به این ترتیب میزان خلاء عملکرد بر پایه اختلاف بین عملکرد قابل دستیابی و عملکرد میانگین کشاورزان در هر منطقه به دست آمد.نتایج و بحث: در حالی‌که عملکرد واقعی کشاورزان در گنبد، کلاله و گالیکش به ترتیب 1081، 1456 و 1728 کیلوگرم در هکتار بود، نتایج به‌دست آمده نشان داد، عملکرد شایان دستیابی در این سه شهرستان به ترتیب 3032، 3516 و 4032 کیلوگرم در هکتار می­ باشد و بین عملکرد واقعی کشاورزان و عملکرد قابل دستیابی با رعایت مدیریت بهینه در شهرستان­ های گنبد، کلاله و گالیکش به ترتیب 1951، 2060 و 2304 کیلوگرم تفاوت وجود دارد. مقادیر عملکرد واقعی و قابل دستیابی در مجموع شرق استان به ترتیب 1417 و4800 کیلوگرم در هکتار به دست آمد و خلاء عملکرد به‌دست آمده 3382 کیلوگرم محاسبه شد. از مهم‌ترین دلایل تفاوت عملکرد (خلاء عملکرد) در همه مناطق مورد نظر میزان کاربرد کود نیتروژنه بود که عملکرد را در محدوده شرق استان با 25 درصد محدودیت روبه‌رو کرد. کاربرد کود گوگرد عامل 16 درصد خلاء عملکرد در شرق استان بود. عامل مهم دیگر در ایجاد خلاء عملکرد، علف­های هرز بودند. بدون وجین علف­های هرز و بدون کاربرد علف­کش لونترل برای مهار علف­های هرز در محدوده شرق استان به ترتیب،16 و 12 درصد از خلاء عملکرد را شامل شدند. درصد شیوع بیماری نیز عامل مهم دیگری در ایجاد خلاء عملکرد بود. میزان کاربرد بذر و تاریخ کاشت به­ ترتیب 6 و 4 درصد از خلاء عملکرد بودند. رقم‌های کلزا مورد کاشت و ضدعفونی بذر نیز هر کدام کمتر ازدو درصد در ایجاد خلاء عملکرد نقش داشتند.نتیجه­ گیری: بنابراین با مدیریت و کاربرد بهینه کود نیتروژن و گوگرد، مدیریت علف­های هرز و بیماری­ها و همچنین رعایت کاربرد مطلوب بذر و تاریخ کشت در کنار انتخاب رقم‌های مناسب و انجام ضدعفونی بذر می­توان عملکرد کلزا را تا 3382 کیلوگرم در هکتار افزایش داد.
تخصص ها : خلاء عملکرد، عملکرد قابل دستیابی، عملکرد واقعی، مدیریت محصول.

5
تاثیر کاربرد ورمی­ کمپوست و پسماند کمپوست قارچ­ خوراکی  ( Agaricus bisporous L) بر شاخص‌های رشد و   جذب عنصرهای غذایی  کم کاربرد در گیاه دارویی مرزه­ (Satureja hortensis L)
( 209 بازدید ) ( 33 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: کودهای آلی از جمله ورمی کمپوست و کمپوست مصرف شده قارچ می توانند در تولید سبزی‌ها و گیاهان دارویی با هدف کاهش اثرگذاری‌های زیانبار کودهای شیمیایی و افزایش حاصل‌خیزی خاک به دلیل دارا بودن  مقادیر زیادی از عنصرهای غذایی مانند نیتروژن، فسفر و پتاسیم کاربرد داشته باشند. در اسانس گیاه مرزه ترکیب‌های پرشمار زیستی وجود دارند که امروزه در صنایع دارویی و غذایی به طور گسترده ای استفاده می‌شوند. این پژوهش، با هدف ارزیابی تاثیر کاربرد ورمی کمپوست و پسماند کمپوست قارچ خوراکی بر شاخص های رشد، محتوای عنصرهای غذایی کم کاربرد و اسانس در اندام‌های هوایی گیاه دارویی مرزه (Satureja hortensis L.) انجام گرفت.مواد و روش­ ها: آزمایش گلدانی در مزرعه پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی روی گیاه دارویی مرزه با استفاده از تیمارهای کمپوست قارچ شسته نشده، کمپوست قارچ شسته شده و ورمی کمپوست هرکدام با 5 سطح کاربرد (10، 20، 30، 40 و 50 درصد حجمی) و تیمار شاهد در قالب طرح کاملاً تصادفی در 5 تکرار انجام گرفت. در پایان فصل رشد، شاخص­های رشد مانند ارتفاع بوته، وزن تر و خشک ریشه و اندام‌های هوایی، شمار برگ، شمار ساقه ­های اصلی و شاخه­ های جانبی، سطح برگ و میزان سبزینه (کلروفیل) اندازه­گیری شد. اسانس برگ گیاه توسط دستگاه کلونجر استخراج و برای اندازه گیری ترکیبات آن از دستگاه­ هاي كروماتوگراف (فام‎‌نگار) گازي و كروماتوگراف گازي متصل به طيف سنج جرمي استفاده شد. عنصرهای غذایی مس، آهن، منگنز و روی با دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد.نتایج و بحث: نتايج نشان داد، کاربرد ورمی‌کمپوست در بستر كاشت گیاه مرزه بر شاخص‌های رشد رویشی اثر معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد داشت. به طوری که بیشترین ارتفاع بوته، وزن تر و خشک بوته، وزن خشک ساقه، شمار برگ، طول ریشه، وزن خشک برگ و شاخص سبزینگی با کاربرد 10 درصد ورمی‌کمپوست به دست آمد. با افزایش درصد ورمی کمپوست در بستر کشت، بیشتر صفت‌های اندازه‎گیری شده مانند ارتفاع بوته، وزن تر بوته، شمار برگ، وزن تر ریشه، شمار ساقه اصلی و شاخص سبزینگی به طور معنی‌داری کاهش یافت، که ممکن است به دلیل افزایش قابلیت هدایت الکتریکی، احتمال تولید ترکیبات فنلی در بستر کاشت، تجمع عنصرهای سنگین و سمیت آنها در نسبت های زیاد ورمی کمپوست باشد. با این حال کمترین ارتفاع بوته، وزن تر بوته، شمار برگ، سطح برگ، وزن خشک ریشه و نسبت وزن برگ به وزن بوته در تیمار شاهد به دست آمد که نشان دهنده تاثیر مثبت کاربرد ورمی کمپوست و پسماند کمپوست قارچ بر رشد مرزه بود. بیشترین درصد اسانس مرزه (45/2 درصد) در تیمار 30 درصد ورمی‌کمپوست و کمترین درصد آن (82/1 درصد) در تیمار 40 درصد پسماند کمپوست قارچ شسته نشده به دست آمد. نتایج مربوط به تاثیر تیمارهای آزمایش بر محتوای عنصرهای غذایی کم کاربرد در اندام‌های هوایی مرزه نشان داد که بیشترین محتوای آهن اندام‌های هوایی مرزه در تیمار حاوی 40 درصد پسماند قارچ شسته نشده و بیشترین محتوای روی در بستر های کشت دارای 50 درصد پسماند قارچ شسته شده و شسته نشده مشاهده شد. گیاهان رشد یافته در تیمارهای 20 و 30 درصد پسماند قارچ شسته شده و ورمی کمپوست بیشترین محتوای مس اندام‌های هوایی داشتند، افزودن کودهای آلی تاثیر معنی داری بر افزایش منگنز در اندام‌های هوایی گیاه نداشت و حتی در برخی موارد باعث کاهش آن شد.نتیجه­ گیری: در مجموع نتایج این بررسی نشان داد، کاربرد نسبت های مناسب ورمی کمپوست و پسماند کمپوست قارچ به خاک می­تواند تاثیر مثبتی بر شاخص های رشد، درصد اسانس و محتوای عنصرهای کم کاربرد گیاه دارویی مرزه داشته باشد. اگر چه افزودن نسبت‌های بالای کودهای آلی به خاک  می تواند باعث کاهش بسیاری از صفات گیاه مرزه شود.
تخصص ها : پسماند کمپوست قارچ، شاخص‌های رشد، مرزه، ورمی‌کمپوست.

6
تاثیر گیاهان پوششی شبدر برسیم (Trifolium alexandrium L) و شنبلیله  (Trigonella foenum – graecum L.)  بر کنترل علف‌های هرز و عملکرد گندم
( 162 بازدید ) ( 62 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: افزایش دانش ما در مورد خطرهای زیست محیطی و مقاومت به علفکش­ها و هزینه اقتصادی بالای آن منجر به ارائه روش­های کاربردی جایگزین برای کاهش آسیب و زیان به بوم‌نظام (اکوسیستم) و همچنین آلودگی‌های ناشی از آن شده است. کاربرد خاک­پوش ­ها از جمله این راهکارهاست. خاک­پوش ­های زنده به‌طورمعمول از گیاهان تیره بقولات و گندمیان هستند که به عنوان گیاه پوششی استفاده می­شوند. گیاهان پوششی نیز مانند هر گیاه زراعی نیاز به آب و عنصرهای غذایی دارند. اگر مدیریت مناسبی در کشت آنها اعمال نشود با گیاه اصلی رقابت کرده و باعث کاهش عملکرد آن می­ شود، لذا میزان رشد خاک‌پوش زنده، تراکم آن و دیگر عامل‌های موثر بر رشد آن باید مناسب باشد. این آزمایش با هدف بررسی تأثیر شبدر برسیم و شنبلیله به عنوان گیاه پوششی روی کاهش رشد علف‌های هرز، عملکرد و اجزای عملکرد گندم انجام شد.مواد و روش ­ها: به منظور بررسی تاثیر خاک­پوش زنده شبدر برسیم (Trifolium alexandrium L.) و شنبلیله  (Trigonella foenum – graecum L.) روی عملکرد و اجزای عملکرد گندم و کنترل علف‌های هرز آزمایشی به صورت طرح بلوک کامل تصادفی با هشت تیمار و سه تکرار در گندمزاری واقع در بهشهر در سال زراعی 91-90 اجرا شد. تیمارها شامل کاشت گندم با فاصله ردیف 20 و 30 سانتی‌متر در شرایط با و بدون گیاه پوششی شنبلیله و شبدر برسیم بود که در شرایط حضور علف‌هرز و نبود علف‌هرز کشت شدند. یولاف وحشی (Avena fatua L.)، کنگر برگ ابلقی (Silybium marianum) و ماشک گل‌خوشه‌ای (Vicia villosa Roth) فلور (گیاگان) علف‌های‌‌هرز غالب گندمزار بودند. نمونه‌برداری برای بررسی تغییرپذیری‌های ماده خشک گندم و تراکم و زیست توده علف‌های هرز، و ارزیابی تغییرپذیری‌های ماده خشک گیاهان پوششی انجام شد. روند تغییرپذیری‌های ارتفاع گندم و گیاهان پوششی در طی دوره رشد، با استفاده از معادله سیگموئیدی گامپرتز بررسی شد. تجزیه داده‌ها با استفاده از تجزیه (آنالیز) واریانس و مقایسه میانگین داده‌ها به وسیله آزمون دانکن انجام گرفت.نتایج و بحث: نتایج آزمایش نشان داد، گندم در حضور شنبلیله از میزان ماده خشک (39/419 گرم در متر مربع)، عملکرد اقتصادی (5390 کیلوگرم در هکتار) و زیست‌توده (بیوماس) (70/16256 کیلوگرم در هکتار) در فاصله ردیف 20 سانتی‌متر در همه‌ی تیمارهای آزمایش در مقایسه با فاصله ردیف 30 سانتی‌متر تولید کرد. ریشه بقولات با نفوذ به اعماق خاک باعث اصلاح و افزایش جمعیت ریزجانداران (میکروارگانیسم‌ها) می ­شود. همچنین با قابلیت تثبیت زیستی (بیولوژیک) نیتروژن، قسمت عمده نیتروژن مورد نیاز گیاهان اصلی را نیز فراهم می‌کند. گیاهان پوششی، نیتروژن و دیگر عنصرها را جذب و بازدارنده آبشویی آنها می‌شوند. ماده خشک و ارتفاع شنبلیله در هر دو فاصله کاشت بیشتر از شبدر برسیم بود. شنبلیله در مقایسه با شبدر برسیم کاهش بیشتر ماده خشک علف‌های هرز را در تولید کرد که نشان می‌دهد شنبلیله سازگاری بهتری با شرایط محیطی و قرارگیری در سایه‌انداز گندم داشته و گیاه مناسبی برای استفاده به عنوان گیاه پوششی و کشت در بین ردیف‌های گندم است. زیست توده علف‌های هرز در کشت گندم با فاصله ردیف 20 سانتی‌متر کمتر از فواصل کاشت 30 سانتی‌متر بود.نتیجه­ گیری: به طور کلی هر دو گیاه پوششی در کنترل علف‌های هرز و افزایش عملکرد گندم در مقایسه با کشت خالص آن موفق عمل کردند، اما، شنبلیله در مقایسه با شبدر برسیم کارایی بیشتری در کاهش رشد علف‌های هرز و افزایش عملکرد گندم داشت. نتایج به‌دست آمده از این تحقیق می‌تواند به عنوان یک مدیریت پایدار برای کاهش رشد علف‌هرز  و در نتیجه کاهش کاربرد علف­کش در گندمزارها استفاده شود.
تخصص ها : گیاه پوششی، عملکرد اقتصادی، ماده خشک علف‌های‌هرز.

7
ارزیابی رفتار سازگاری گندمکاران دیم شهرستان کرمانشاه در رویارویی با تغییرپذیری‌های آب و هوایی: کاربرد نظریه انگیزه حفاظت
( 252 بازدید ) ( 89 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه‏ و‏ هدف: آب و هوای کره زمین در حال تغییر بوده و شواهد علمی کنونی گویای آن است که تغییرپذیری‌های آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های بشر است که اثرگذاری‌های بسیار چالش ‌برانگیزی بر جای می‌گذارد. با توجه به این مهم، سازگاری کشاورزان با این شرایط امری حیاتی و با اهمیت به شمار می‌آید. تغییرپذیری‌های آب و هوایی اثرگذاری‌های منفی بسیار شایان توجهی روی رفتار سازگاری کشاورزان در رویارویی با این پدیده دارد و این پیامدها بیشتر توسط جمعیت‌های آسیب‌پذیر احساس می‌شود. تحقیقات اندکی روی سازوکار‌های روان‌شناختی مؤثر بر رفتار سازگاری کشاورزان صورت گرفته است. لذا این پژوهش با هدف بررسی رفتار سازگاری گندمکاران دیم شهرستان کرمانشاه در رویارویی با تغییرپذیری‌های آب و هوایی بر پایه نظریه (تئوری) انگیزه حفاظت که یک چارچوب سودمند برای درک سازگاری و رفتار کشاورزان در پاسخ به تغییرپذیری‌های آب و هوایی است، انجام شده است.مواد ‏و ‏روش­ ها: جامعه‌ی آماری این پژوهش همه‌ی كشاورزان گندمکار دیم شهرستان کرمانشاه بود كه 232 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش از روش نمونه‌گیري خوشه‌ای چند مرحله‌ای براي انتخاب نمونه مورد بررسی بهره گرفته شد. ابزار گرد‌آوري داده‌ها در این پژوهش پرسشنامه‌ای محقق ساخت بود که روایی صوري آن توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه‌ها با ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد که  همگی در حد شایان پذیرشی بودند. از سویی به منظور سنجش همه‌ی گویه‌های پرسشنامه از طیف لیکرت پنج گزینه‌ای شامل «خیلی کم»، «کم»، «متوسط»، «زیاد» و «خیلی زیاد» استفاده شد.نتايج و ‏بحث: نتایج پژوهش مشخص کرد، همبستگی مثبت و معنی‌دار بین متغیرهای اثربخشی پاسخ، خودکارآمدی پاسخ، آسیب‌پذیری درک شده، شدت خطر درک شده و هزینه پاسخ با متغیر رفتار سازگاری کشاورزان در رویارویی با تغییرپذیری‌های آب و هوایی بود. این بدان معنی است که با افزایش متغیرهای اثربخشی پاسخ، خودکارآمدی پاسخ، آسیب‌پذیری درک شده، شدت خطر درک شده و هزینه پاسخ میزان رفتار سازگاری کشاورزان گندم‌کار دیم افزایش می‌یابد مدل معادله‌های ساختاری به منظور تعیین عامل‌های مؤثر بر رفتار سازگاری کشاورزان استفاده شد و نتایج نشان داد، سه متغیر خودکارآمدی پاسخ، آسیب‌پذیری درک شده و هزینه پاسخ دارای تأثیر مستقیم مثبت و معنی‌داری بر متغیر رفتار سازگاری کشاورزان می‌باشند. در مجموع این متغیرها می‌توانند، 34 درصد از تغییرپذیری‌های متغیر رفتار سازگاری کشاورزان در رویارویی با تغییرپذیری‌های آب و هوایی را پیش‌بینی کنند. توانمندترین متغیر به منظور پیش‌بینی رفتار سازگاری کشاورزان در رویارویی با تغییرپذیری‌های آب و هوایی، خودکارآمدی پاسخ بود که دارای تأثیر مستقیم و معنی‌داری بر رفتار سازگاری کشاورزان بود.نتيجه ‏گيري : با توجه به نتایج این پژوهش می‌توان بیان کرد، به منظور ایجاد انگیزه و آگاه شدن کشاورزان در رابطه با رفتار سازگاری کشاورزان در رویارویی با تغییرپذیری‌های آب و هوایی و به ویژه آسانگری در انجام اقدام‌های سازگارانه با تغییرپذیری‌های آب و هوایی برگزاری کلاس‌های آموزشی مرتبط با رفتارهای سازگاری در زمینه آسانگری فعالیت‌ها و راهبردهای مؤثر سازگاری و نشان دادن تأثیر و پیامدهای منفی تغییرپذیری‌های آب و هوایی، آگاه سازی کشاورزان در رابطه با رخ تغییرات آب و هوایی و پیامدهای آن از سوی جهاد کشاورزی و مراکز وابسته می‌تواند سودمند باشد.
تخصص ها : تغییرپذیری‌های آب و هوایی، خشکسالی، گازهای گلخانه‌ای، رفتار، سازگاری، کشاورزان، انگیزه حفاظت، مدل.

8
ارزیابی بیلان کربن و انتشار دی­ اکسیدکربن از سطح خاک در نظام­ های زراعی بدون خاک­ورزی
( 252 بازدید ) ( 62 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: با توجه به حجم بالای ذخیره کربن خاک، کوچک­ترین تغییرپذیری‌ها در میزان کربن آلی ذخیره شده در خاک، اثرهای بسیار بزرگی بر بیلان کربن در اتمسفر می‏گذارد. بنابراین بررسی اینکه خاک منبع یا مخزن کربن است، در بوم نظام ­های کشاورزی تحت تاثیر عامل‌های طبیعی و مدیریت زراعی، نقش مهمی را در راستای بررسی‌ها برای تعدیل و سازگاری به تغییرپذیری‌های اقلیمی ایفا می­کند. بیلان کربن یکی از راه­کارهای بنیادین برای درک این موضوع است که آیا یک بوم نظام زراعی در منطقه­ای مشخص، منبع دی­اکسید کربن یا مخزن آن می ­باشد. افزایش ذخیره کربن در خاک افزون بر بهبود شرایط فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک، باعث کاهش انتشار دی­ اکسیدکربن به اتمسفر شده و در نتیجه باعث کاهش پیامدهای گرمایش جهانی نیز می ­شود. هدف از این پژوهش، بررسی انتشار دی­ اکسیدکربن و بیلان کربن در خاک­ زراعی تحت تاثیر مدیریت پسماندهای آلی می ­باشد.مواد و روش‌ها: آزمایش در دو سال 1390 و 1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد با 5 تیمار در سه تکرار در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل شخم صفر با 0، 2، 4، 8 و 16 تن در هکتار کاه و کلش گندم بود. شایان یادآوری است که مزرعه در سه سال تحت کشت گندم تک کشتی بود. دی­ اکسیدکربن انتشار یافته از سطح خاک از روش محفظه بسته اندازه­ گیری شد. اندازه­ گیری انتشار دی اکسید کربن 6 بار در طول فصل رشد گندم انجام شد و این اندازه ­گیری­ ها به منظور کم کردن اثر خطای تغییرپذیری‌های دمای روزانه بین ساعت 9 صبح الی 12 ظهر انجام شد.نتایج و بحث: نتایج آزمایش نشان داد که دمای خاک در تیمارهای دارای پسماندهای گندم به طور معنی­ داری از خاک لخت (بدون پسماند) پایین­ تر بود و بزرگ­ترین اختلاف دمای خاک در تیمار 16 تن پسماند نسبت به خاک لخت در اردیبهشت سال 92 مشاهده شد. سرعت انتشار روزانه دی­ اکسیدکربن در فصل‌های مختلف سال از 1/0 تا 4/4 گرم کربن در مترمربع در روز متفاوت بود و بالاترین سرعت انتشار با 3/4 و 4/4 گرم کربن در مترمربع در روز به ترتیب برای سال­های 91 و 92 در ماه مرداد در تیمار 16 تن پسماند ثبت شد. بالاترین انتشار سالانه کربن در تیمار 16 تن پسماند در هکتار به ترتیب با 7/3 و 6/3 تن کربن در هکتار برای سال 1390 و 1391 به دست آمد و کمترین سرعت انتشار سالانه کربن با 7/0 و 9/0 تن کربن در هکتار به ترتیب در دو سال این بررسی در خاک لخت مشاهده شد. منفی ­ترین بیلان کربن (9/0-) در خاک لخت و مثبت ­ترین بیلان کربن (12/3) در تیمار 16 تن پسماند در هکتار مشاهده شد. همچنین نتایج به دست آمده از این ارزیابی رابطه نمایی مثبت با همبستگی بیش از 85 درصد را بین دمای خاک و انتشار دی­اکسیدکربن از سطح خاک نشان داد.نتیجه‌ گیری: پسماندها به طور معنی­ داری دمای خاک را تحت تاثیر قرار می­دهد و بین دمای خاک و میزان انتشارکربن از سطح خاک همبستگی مثبتی وجود دارد. کمترین میزان انتشار کربن از خاک در تیمار خاک لخت مشاهده شد ولی این تیمار دارای بیلان منفی­ تر از نظر کربن نسبت به تیمارهای دارای پسماندها بود. استفاده از نظام زراعی بدون شخم (صفر) و نگهداری پسماندها در سطح خاک بیلان کربن خاک را رو به مثبت برده و خاک­های بوم نظام­ های زراعی را تبدیل به مخزنی برای کربن می­سازد که در راستای تعدیل تغییرپذیری اقلیم و گرمایش جهانی، این امر پیامدهای شایان توجهی بر کاهش انتشار کربن به اتمسفر و ترسیب آن در خاک دارد.
تخصص ها : گازهای گلخانه­ ای، دمای خاک، روش محفظه بسته، مالچ، پویایی کربن.

9
تأثیر خاک­ورزی حفاظتی و مرسوم بر تنوع زیستی علف­ های هرز و کارایی مصرف آب و نیتروژن در تک کشتی و کشت مخلوط افزایشی سویا با آفتابگردان
( 216 بازدید ) ( 58 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: کشاورزي پايدار نوعي کشاورزي است که در جهت منافع انسان بوده، کارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن بالاتری است. یکی از راهکارهای کلیدی در کشاورزی پایدار بازگرداندن تنوع به محیط­ های کشاورزی و مدیریت مؤثر آن است. کشت مخلوط یکی از نظام‌هاي کشاورزی پایدار است که در قیاس با تک کشتی، در استفاده از عنصرهای غذایی، آب و زمین کارایی بالاتری دارد. از سوی دیگر شخم حفاظتی، آب، خاک و رطوبت خاک را حفظ کرده و عملکرد گیاه زراعی را افزایش می­دهد. این آزمایش به منظور ارزیابی تأثیر خاک­ورزی حفاظتی و مرسوم بر تنوع زیستی و کارایی مصرف آب و نیتروژن در تک کشتی و کشت مخلوط افزایشی سویا (Glycine max (L.Merr.) با آفتابگردان (Helianthus annuus L.)، انجام شد. مواد و روش‌ها: آزمایش در دانشگاه بوعلي سينا به صورت کرت‌های خردشده (اسپلیت پلات) بر پايه طرح بلوك­هاي كامل تصادفي در سه تكرار و در دو سال زراعی 93-1392 اجرا شد. خاک­ورزی (خاک­ورزی مرسوم و خاک­ورزی حفاظتی با چیزل) و الگوهاي مختلف کاشت (كشت خالص آفتابگردان و سویا با وجین علف­های ­هرز، كشت خالص آفتابگردان و سویا بدون وجین علف ­های ­هرز، کشت­های مخلوط افزايشي 30، 60 و 90 درصد سویا با آفتابگردان) به ­ترتیب به عنوان عامل‌های اصلی و فرعی بودند. عملکرد دانه برای آفتابگردان و سویا تعیین شد. از شاخص نسبت برابری زمین (LER) برای مقایسه کارایی کشت مخلوط نسبت به کشت خالص، استفاده شد. گونه، تراکم و زیست‌ توده (بیوماس) علف­های هرز در تیمارهای آلوده به علف­ هرز تعیین شد. همچنین، برای بررسی تنوع زیستی از شاخص­های مارگالف و شانون-وینر استفاده شد. تجزيه مرکب داده ­ها توسط نرم افزار آماري  SAS 9.1 صورت گرفت.نتایج و بحث: بیشترین تراکم و زیست‌ توده علف­های هرز (به­ترتیب 50/50 بوته در متر مربع و 50/312 گرم در متر مربع) به تیمار کشت خالص آفتابگردان بدون وجین در خاک­ورزی با چیزل تعلق گرفت. کشت مخلوط در مقایسه با تک کشتی به طور معنی­داری تراکم و زیست‌توده علف­های­ هرز را تغییر داد به­ طوری‌که، تراکم و زیست‌توده علف­های­ هرز در نظام کشت مخلوط کاهش یافت. همچنین، شاخص­ های تنوع شانون-وینر و مارگالف برای علف­های­ هرز در کشت مخلوط کمتر از کشت خالص بود. کمترین میزان شاخص ­های تنوع شانون-وینر (22/1) و مارگالف (12/1) برای علف­های­ هرز در تیمار 90 درصد سویا + آفتابگردان در خاک­ورزی حفاظتی مشاهده شد. بیشترین عملکرد دانه آفتابگردان (00/363 گرم در متر مربع) در تیمار کشت خالص به دست آمد ولی، با اجرای کشت مخلوط از میزان این ویژگی­ به طور معنی­ داری کاسته شد. در کشت مخلوط، عملکرد دانه سویا نیز نسبت به کشت خالص آن کاهش یافت. نظام­ کشت مخلوط توانست کارایی مصرف آب و نیتروژن را در مقایسه با کشت خالص آفتابگردان بدون وجین افزایش دهد. بیشترین نسبت برابری زمین (28/1) و مجموع ارزش نسبی (68/1) نیز متعلق به تیمار کشت مخلوط افزايشي 60 درصد سویا + آفتابگردان بود. یکی از بهترین سودمندی‌های کشت مخلوط تولید و سوددهی بالاتر در واحد سطح است. اگر  LERکمتر از یک باشد کشت مخلوط پیامدهای منفی بر رشد و عملکرد گیاهان مخلوط شده داشته است اما هنگامی که میزان LER بیشتر از یک باشد کشت مخلوط رشد و عملکرد گیاهان را بهبود بخشیده است. نسبت برابری زمین در کشت مخلوط نسبت به کشت خالص بالاتر بود (LER>1) که نشان دهنده برتری کشت مخلوط در برابر تک کشتی در استفاده از منابع محیطی برای رشد گیاه است.نتیجه‌ گیری: به طور کلی، تراکم و زیست‌توده علف­های­ هرز در نظام کشت مخلوط کمتر از کشت خالص بود. همچنین، نظام­ کشت مخلوط در مقایسه با کشت خالص آفتابگردان، کارایی مصرف آب و نیتروژن را افزایش داد. بنابراین، کشت مخلوط افزایشی سویا با آفتابگردان از نظر کنترل علف­­هرز و کارایی استفاده از زمین بسیار سودمندتر از کشت خالص بود.
تخصص ها : چند کشتی، دانه­ های روغنی، بازده (راندمان) استفاده از منایع، عملکرد دانه، نسبت برابری زمین.

10
پهنه­ بندی زراعی- بوم­ شناختی کشت گندم دیم استان گلستان بر پایه ویژگی‌های هواشناسی، زراعی، خاک و اراضی
( 214 بازدید ) ( 95 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 7 - شماره 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: استان گلستان یکی از قطب­های تولید گندم کشور است به طوری که در سال 1394 از نظر سطح زیر کشت و عملکرد دانه مقام سوم را در بین استان­های کشور به دست آورد. نظر به اهميت راهبردی گندم، شناسايي مناطق مناسب كشت دیم آن بر مبنای شرایط هواشناسی، زراعی، خاک و قابلیت اراضی که پهنه­ بندی زراعی- بوم ­شناختی نامیده می‌شود، ضروری است. لذا این پژوهش ضمن تحلیل عامل‌های زیست ­بومی مؤثر بر تولید گندم دیم و تجمیع آن‌ها بر پایه منابع علمی معتبر، به شناسایی پهنه­ های مناسب کشت گندم دیم استان گلستان می­ پردازد.مواد و روش ­ها: درآغاز تاریخ کشت، زمان رخداد مرحله‌های فنولوژیکی (پدیدشناختی) مختلف بر پایه مفهوم درجه- روز رشد، میزان بارش، میانگین دمای هوا و نسبت بارش مؤثر به تبخیر- تعرق هر یک از مرحله‌های رشد و کل دوره رشد گندم در 30 ایستگاه هواشناسی استان گلستان در دوره آماری مشترک 1394-1370 محاسبه شد. در مرحله بعد، میزان این پارامترها بر پایه احتمال رخداد 75 درصد برآورد شد. همچنین احتمال رخداد دماهای بالاتر و پایین­تر از آستانه قابل‌ تحمل گندم در مرحله‌های مختلف رشد محاسبه شد. آن‌گاه نقشه پهنه­ بندی این پارامترها و ویژگی­های ارتفاع، شیب زمین، تیپ اراضی و شوری خاک در پنج طبقه تهیه شد. در پایان، با همپوشانی این لایه ­های اطلاعاتی (26 لایه)، پهنه­ بندی زراعی- بوم­ شناختی اراضی کشاورزی استان گلستان برای کشت گندم دیم صورت گرفت.نتایج و بحث: میانگین دمای هوای در طول سه مرحله سبز شدن، گلدهی و رسیدگی گندم در استان گلستان با احتمال رخداد 75 درصد به ترتیب 8 (به‌نسبت مناسب)، 9/10 (به‌نسبت مناسب) و 7/22 (مناسب) درجه سلسیوس می­باشد. همچنین احتمال رخداد دمای کمتر از آستانه تحمل در مرحله سبز شدن گندم (10 درجه سلسیوس) در وسعت زیادی از استان شایان توجه بوده ولی در دیگر مرحله‌های رشد، احتمال رخداد دماهای بالاتر و پایین­تر از آستانه تحمل گندم در غالب اراضی استان پایین است. نتایج نشان داد، از نظر نسبت بارش مؤثر به تبخیر- تعرق پتانسیل در کل دوره رشد، 92 درصد وسعت استان به‌صورت به‌نسبت یکسان در کلاس­های به‌نسبت مناسب، مناسب و خیلی مناسب برای کشت گندم دیم قرار دارد. این کلاس­ها در نقشه تیپ اراضی به ترتیب 29، 9 و 20 درصد وسعت استان را پوشش دادند. همچنین شوری خاک در 72 درصد از وسعت اراضی کشاورزی استان کمتر از آستانه تحمل گندم (6 دسی­زیمنس بر متر) است. بنابر نتایج به دست آمده، مجموع مساحت پهنه­ های خیلی مناسب، مناسب و نسبتاً مناسب گندم دیم در اراضی کشاورزی استان 602 هزار هکتار می ­باشد که به ترتیب 51 و 117 درصد بیشتر از سطح زیر کشت کنونی کل گندم و گندم دیم استان است. همچنین به ترتیب 8/64 و 85 درصد از وسعت کل و اراضی کشاورزی استان جزو پهنه­ های خیلی مناسب تا به‌نسبت مناسب گندم دیم قرار دارد. بیشترین درصد پهنه خیلی مناسب در شهرستان­های گنبد (7/24 درصد) و کلاله (9/20 درصد)، پهنه مناسب در شهرستان­های مراوه­تپه (2/18 درصد) و گرگان (4/16 درصد) و پهنه به‌نسبت مناسب در شهرستان­ های گنبد (8/22 درصد)، آق­قلا (7/19 درصد) و گمیشان (7/17 درصد) واقع ‌شده است.نتیجه­ گیری: پهنه­ های مستعد کشت گندم دیم در استان گلستان به‌طورعموم در نوار شرقی- غربی بخش میانی استان واقع شده است. وسعت این پهنه­ ها در سطح احتمال رخداد 75 درصد بیش از سطح زیرکشت کنونی گندم استان می­باشد.
تخصص ها : بارش، تبخیر- تعرق، درجه- روز، دمای هوا، شوری، شیب.

شماره های منتشر شده

کلیه حقوق این وب سایت برای دوفصلنامه علمی- پژوهشی کشاورزی بوم شناختی محفوظ می باشد .